چهار دست و پا رفتنت! (2)
عزیزدلم! چند روز بیشتر طول نکشید که سینه خیز رفتنت تبدیل بشه به چهاردست و پا رفتن حرفه ای!!!.gif)
الهی مامان فدات بشه! اصلاً متوجه نشدم کی این اتفاق تکرار نشدنی جلوی چشمم رخ داد؟!
.gif)
دلم می خواست و می خواد لحظه به لحظه بزرگ شدنتو به خاطر و حافظه بلندمدتم بسپارم تا از مرور کردنش لذت ببرم!
.gif)
الان تند و تند چهاردست و پا می ری و از این اتاق و به اون اتاق می ری و من باید مدام دنبالت بدوم که خدایی نکرده بلایی سر خودت نیاری و یا وسیله ای رو روی خودت نندازی!
نازدونه ی من! تازه از لبه مبل و میز می گیری تا بلند شی و تا حدودی هم موفق می شی ولی دیگه نمی تونی تعادل خودتو حفظ کنی برای نشستن روی زمین!.gif)
دردونه ی من! از اخلاقت هم بگم، تازگی هم کمی قلدر شدی و هر وسیله ای رو که می خوای بهت ندیم و یا کاری رو که می خوای بکنی جلوتو بگیریم، از خودت صدا در میآری و بعدشم اشک می ریزی گوله گوله تا بالاخره به هدفت برسی!.gif)
گل من! دس دسی هم بلدی و هر ازگاهی بدون اینکه بهت بگیم خودت دست دسی می کنی!.gif)
مامان فدات! لثه فک بالاییت هم کمی سفید رنگ شده مثل آفت و آب دهنت هم به راهه، ظاهراً داری دوباره دندون در می آری!.gif)
.gif)
یکی و دو روزه برات این شعر رو می خونم:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
ای زنبور طلایی 
نیش می زنی بلایی 

پاشو پاشو بهاره ![]()
گل وا شده دوباره 

کندو داری تو صحرا 
سر می زنی به هرجا 

پاشو پاشو بهاره 
عسل بذار دوباره 


.gif)


چهار دست و پا رفتنت! (2)
