حسادت قشنگت!!!
سلام عزیز مامان!
قربونت برم تو این پست می خوام در مورد حسادتت بنویسم. مامان 1 همکار خیلی خوب داره که خدا بهش 1 نی نی خوشگل داده به اسم حلماء. این نی نی حلمای مامانش قرار شده تو روزهای آینده به سرکار برگرده و از قضا تو مهد شما اسم نویسی کرده و هم کلاس شما شده!
جونم برات بگه که تو این عمر شیرین و نازینیت که خدا بهت داده یعنی؛ به طور دقیق تو این 1 سال و 7 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 28 دقیقه و 40 ثانیه اصلاً مامان ندیده بود که به نی نی دیگه ای حسودی کنی حتی اگه نی نی دیگه ای رو تو بغل مامان می دیدی! ولی امروز صبح تو مهد بودیم و نی نی حلماء و مامانش هم اومدند پیش ما، حلماء کوچولو اومد 1 قطعه از اسباب بازیی که شما باهاش مشغول بازی بودی برداشت، یکدفعه اون قطعه رو از دستش کشیدی و بقیه قطعاتت رو با اون دستای ناز کوچولوت می خواستی برداری و بری!
مامان براش خیلی جالب بود چون نفس زندگیش معنای حسادت رو فهمیده بود!
مامان گلم! یادت باشه وقتی بزرگ شدی حسود نشی چون حسادت کار خوبی نیست.
حسادت یعنی آرزو کردن نعمتی که در دست دیگریه و سعی کنی تا آن را به دست بیاری به طوری که دیگری رو از آن محروم کنی!
غبطه یعنی آرزو کردن نعمتی که مایه صلاح دیگریه برای خودت بدون این که قصد از بین بردن آن رو در دیگری داشته باشی!
پس عزیزم همیشه غبطه از حسادت بهتره!


حسادت قشنگت!!!
