سفر معنوی خاله لیلا و عمو محمد
سلام جگر گوشه ی مامان!
گل من! خیلی نیست که فهمیدم صاحب یه پسر شدم ولی اینقدر موقع صحبت باهات پسرم پسرم کردم که گاهی فراموش می کنم که هنوز نیومده و ندیده اینقدر دلبسته ات شدم! احساس می کنم که سالهاست پسر دارم، عین مادرهایی که پسرهای بزرگ دارند می گم پسرم و این واسه ی خودم خیلی عجیب و جالبه!
روز دوشنبه ۲۹ فروردین خاله لیلا و شوهرش عمو محمد رفتند سفر حج! خوش به حالشون این در حالیه که تو عزیز مادر تو هفته بیستمی.
راستی من یادم رفت خاله ها و دایی و عمه و عموهات رو بهت معرفی کنم. عزیز مامان، تو ۲ خاله داری به اسمهای خاله لیلا و خاله سعیده که خاله لیلا از مامان بزرگتره و خاله سعیده از مامان کوچکتره و یه دایی داری به اسم دایی امیر.
یه عمه هم داری به اسم عمه زهره و ۲ تا عمو داری به اسم عمو مسعود و عمو مهدی که هر سه اینا از بابا محسن کوچترن.
خاله لیلا ۲ تا فرزند داره یه دختر ۹ ساله به اسم مهدیه و یه پسر به اسم محمد مهدی که ۴ سالش رو داره تموم می کنه.
می دونی عزیزم فعلاً نه دایی و نه عموهات ازدواج نکردن که نی نی داشته باشن، عمه زهره ات هم تازه ازدواج کرده و خاله سعیده هم نامزده که وقتی تو نی نی ناز من بشی ۶ ماهه عروسی اوناست و باز تو باید از تو شمخ مامان شاهد عروسیشون باشی!


سفر معنوی خاله لیلا و عمو محمد
