یا قُرَّةَ عَيْنى وَ ثَمَرَةَ فُؤادى
سلام نور دیده ام!
سلام میوه دلم!
عزیزترینم! روزهای تعطیل و آخر هفته صبح ها طبق عادت زود از خواب بلند می شی می شینی و وقتی مامان رو خواب می بینی می آیی نزدیک مامان دراز می کشی و خیلی آروم با خودت تکرار می کنی: دوست دارم همیشه، دوست دارم همیشه! مامان هم که با کوچکترین تکونت در سراسر شب بیدار می شه، در حالی که بیداره و با چشمانی بسته مثلا خوابه اینقدر ذوق می کنه که طاقت نمی آره و بلند می شه و بغلت می گیره و یه ماچ آبدار ازت می کنه!

پنج شنبه گذشته مامان کمی دلش درد می کرد، روز جمعه وقتی از خواب پاشدیم رو کردی به مامان و گفتی: شمکت خوب شد آ نه؟ یعنی شکمت خوب شد یا نه؟ قربون پسر با محبتم برم که اینقدر به فکر مامانشه!
به چهارپایه می گی: پارچایه
به نارنگی و پرتقال و لیموشیرین می گی: آبولو
به خانم گاوه می گی: آوه
وقتی می خوام ناخن هات رو کوتاه کنم می گی: آرون یعنی آروم
جند روز پیش توی ماشین بودیم و داشتیم از مراسم تشییع جنازه پدربزرگ بابا محسن برمی گشتیم که ریحانه دختردایی بابا محسن که دختر 8 ساله کوچولوی شیرینیه با ماشین ما اومد، در مسیر دایی بابا به شما آبنیات داد و مامان بهت گفت که با ریحانه نصفش کن.
شما: اینو بخورم براتون می خرم! من و ریحانه اینطوری شدیم.




یا قُرَّةَ عَيْنى وَ ثَمَرَةَ فُؤادى
