ما اومدیم!
سلام، من می خوام اول از همه خودم رو برات معرفی کنم، من مامان فرشته هستم و پدرت هم بابا محسن.
عزیزم!
تو الان تو دل مامانی، دقیقاً ۸ هفته و ۶ روزه که خدای بزرگ و مهربونمون تو رو به ما هدیه کرده و تو داری تند و تند رشد می کنی.
گلم!
هنوز نمی دونم دختری یا پسری؟ چه شکلی هستی؟ و ... ولی اینا برام خیلی مهم نیست، برام مهم سلامتی و تندرستیته.
عسلم!
بگذار یه خرده عقب تر برم، من و بابا محسن آبان ماه سال ۸۵ با هم عروسی کردیم. از پارسال هم از خدا می خواستیم و دعا می کردیم که خدای مهربون ما رو قابل بدونه و تو رو به عنوان امانت به ما هدیه بده، پس تمام هستی من! بدون که سرزده نیومدی، ما با تمام وجودمون تو رو می خواستیم و خودمون دعوتت کردیم به این دنیا، دعا می کنم خدای بزرگ به من و بابا محسن توانایی بده که تو رو سالم و صالح بزرگ کنیم.
شهد زندگی من!
تو هم برای ما دعا کن!


ما اومدیم!
