وجود مامان و باباوجود مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

فرشته کوچولوی مامان

تنها در خانه

سلام گل خوشبوی مامان! دقیقاً از روز سه شنبه 7 آذر 1391 شروع کردی به بیقراری و شبها بد خوابیدن و بهانه گرفتن و کم کم آبریزش بینی و سرفه و تب. روز چهارشنبه به مهد نبردمت و تو خونه موندم تا بیشتر ازت مراقبت کنم، هوای تهران هم در حالت هشدار یود و این مزید بر علت شد که تو خونه بمونیم و به خودم و خودت مرخصی دادم! روزهای اول رو به امید بهبودیت و ویروسی بودن سرماخودگیت بهت چای پونه و آب پرتقال و آب لیموشیرین و سوپ دادم ولی بهتر نشدی که نشدی. روز شنبه وقتی به مهدت زنگ زدم و حالت رو پرسیدم بهم گفتند که بی قراری و حوصله نداری و آبریزش بینی شدید هم داری، سریع از اداره به مهدت رفتم و آوردمت اداره. شیرینم! اینقدر بازیگوش و بلا شدی که با...
19 آذر 1391

کلمات قصار

گل پسرم! به تازگی، حدود 1 ماهه که چند تا کلمه به زبون می آری: جوجو : هر نوع پرنده و حیوانی که ببینی می گی جوجو! جالبه که علاقه شدیدی به پرنده ها و حیوانات داری. حتی وقتی تو ماشین در حال حرکت هم باشیم پرنده های در حال پرواز رو می بینی و بهشون اشاره می کنی و می گی جوجو! آبه : آب وقتی وارد پارک می شیم حتی اگه فواره حوض پارک هم خاموش باشه، اینقدر ذوق می کنی و داد می زنی و اشاره می کنی به حوض و می گی: آبه آبه یا وقتی از کنار میدونی رد بشیم که فواره های آبش روشن باشه ناخوداگاه می گی: آبه آبه به : به هر نوع خوردنی هم می گی: به هاپو : سگ     ...
6 آذر 1391

راه رفتنت!

سلام عزیز مامان! نمی دونم همه بچه ها مثل شما هستند یا شما استثنایید؟ منظورم چهاردست و پا رفتن و راه رفتنته! قربونت بره مامان! از حول و حوش ١٠ ماهگی چند روزی حالت چهاردست و پا رفتن رو به خودت گرفتی و بعد بدون کمک ما و بدون اینکه دنده عقب بری و پا طولانی مدت سینه خیز بری شروع کردی به صورت حرفه ای و با سرعت چهار دست و پا رفتن! راه رفتنت هم همینطور بود از حدود 13 ماهگی رو پا می ایستادی و چند روزی از کنار دیوار و مبل می گرفتی و چند قدمی بر می داشتی و بعد می نشستی ولی بعدش بدون کمک و تشویق زیاد ما خودت شروع کردی به راه رفتن اونم با سرعت زیاد و بی هوا!! فندوق من! اینقدر شیرین راه می روی و می خندی که ناخوداگاه هرکس ت...
6 آذر 1391

تولد، تولد، تولدت مبارک!!!

سلام عزیزتر از جانم! سلام پسرم! سلام تمام عمر من! سلام بهانه زندگی من! عزیزم، بالاخره یکساله شدی! تولدت مبارک!   اول از همه این رو باید بگم تولد یکسالگیت چهارشنبه اول شهریور بود ولی الان دارم مطلب می گذارم، اینو نذار به حساب تنبلی مامان، مامان تو این روزها خیلی سرش شلوغ بود. اینها رو رها کن بذار از احساسم بگم تو روز تولدت!  گل من! نمی دونی چقدر خوشحال بودم از اینکه تا پارسال تو رو نداشتم ولی امسال دارمت و می تونم بغلت کنم، ببوسمت ، نوازشت کنم، ببویمت و بفشارمت! نازمن! خدا رو شکر می کنم  از اینکه به ما لطف داشته و تو رو به ما هدیه داده، تو بهترین هدیه ای هستی که من تا حالا دا...
21 آبان 1391

کارنامه زبان

سلام عزیز دل مامان!    پسرم اوایل مرداد ماه بود که کارنامه ترم (1) زبان انگلیسی ات رو بهم دادن! الهی مامان فدات! از روزی که رفتی مهد یعنی 14 فروردین سال 91 ترمت شروع و 31 خرداد تموم شده، آخه مهدت دو زبانه است.    الهی مامان دورت بگرده! تمرکز و دقت و توجه و بقیه مواردت همه در حد خیلی خوب و عالیه! آخه خودت هم شاهکار خلقتی عزیزم و چیزی غیر این انتظار ندارم ازت گلم! هر موقع فرصت کردم از کارنامه ات عکس می گیرم و می گذارم فعلاً سرم خیلی شلوغه هم تو خونه  هم تو اداره.     عزیز مامان! تولدت هم نزدیکه،  مامان یه فکرایی برات داره، امیدوارم بتونه عملیش کنه. ...
21 آبان 1391

نسخه های گیاهی

نسخه‌های گیاهی که هر مادر جوانی باید بشناسد   آنچه می‌خوانید تکنیک‌های درمانی ساده اما موثر طب مکمل و جایگزین است که در درمان بیماری‌های شایع دوران کودکی کارساز و مفید است. نکاتی که آموزش آنها برای هر مادر و پدری لازم است.   برترین ها: رختخواب خیس یکی از بزرگترین کابوس‌های مادران جوانی است که با مشکل شب‌ادراری کودک خردسال خود رو به رو هستند. بسیاری از این مادران برای درمان شب ادراری، فرزندشان را نزد متخصص اطفال یا پزشک مدرن می‌برند و به این ترتیب با تجویز  داروهای شیمیایی نظیر «ایمی پرامین» از سوی پزشک، تلاش می‌کنند این عادت شبانه را از فرزندشان دور ک...
10 مهر 1391

2+4

سلام قربونت بره مامان! عزیز دلم دیشب که می خواستم قطره هاتو بدم تا بری و لالا کنی وقتی دهنت رو باز کردی مامان مرواردید جدیدت رو یعنی پنجمین دندونت رو که پایین در کنار 2 تا دندون قبلی دید که نیش زده از خوشحالی جیغی زد و محکم بغلت کرد و تکونهای شدید دادت و غرق بوسه ات کرد. تازه از تاب دادنت نفس زنان دست برداشته بود که یه خنده زیبا تحویل مامان دادی و مامان دوباره غش کرد و ذوق مرگ شد! ششمین مرواردیدت هم بالا کنار 2 تا دندونهات نیش زده بود، دیگه مامان اینقدر ذوق کرده بود نا نداشت شادی کنه تو رو داد دست بابا و گفت: به افتخار 2 تا مرواردیدهای جدیدش که هم زمان نیش زدن پسملون رو بنداز رو هوا و بگیرش تا مامانش لذت بره از صدای ریسه رفتن عسلش! عمر م...
24 مرداد 1391

حال و روز مامان فرشته

عزیز دلم سلام، هم تو تقریباً از حال و روز مامان خبر داری و هم من تقریباً با تکونهای قشنگت از حال و روزت خبر دارم! گل من! مامان تقریباً هر روز درگیره، تو این چند روزه خستگی مفرط دارم، ورم دست و پا، خارش پوست شدید، بد خوابی ، خشکی مو، بی حوصلگی، پشت درد شدید و ... پسرم! کم کم دارم کم طاقت می شم، فکر می کردم یه مامان مقاومی هستم ولی الان هرچی بزرگتر می شی و سنگینتر مامان خسته تر و بی طاقتر می شه! عزیز دلم! اینا رو که گفتم معنیش این نیست که تو مقصری، همه ی مامانا این دوران و این حالت ها رو کم و بیش دارن، پس تو خودت رو ناراحت نکن، این من و بابا محسن بودیم که تو را به این دنیا دعوت کردیم پس باید تا اونجا که می تونیم شرایط ورود نازنینت رو ...
28 تير 1391

اولین های پسرم ناز نازم!!!

اولین حجامت نازم به خاطر زردی بدو تولدش (الهی مامان فداش بشه 1 شب تو بیمارستان برای زردیش بستری بود.)         اولین زیارت پسرکم در امامزاده هادی در قزوین!   اولین محرم و عزاداری پسملکم!!!     اولین و آخرین باری که عزیز دل پستونک به دهن گذاشت!!!   اولین باری که گل مامان شیشه شیر گرفت!   اولین باری که سوار روروکش شد!     اولین بهار و عید نوروز گل پسرم! (نوروز 1391)     اولین غذا خوردن نازنازکم!     ...
28 تير 1391

عکس های شمال

عزیزم! روز مبعث پیامبر (ص) سفری به شمال استان مازندران داشتیم. عمر مامان! تو این سفر شما 10 ماهگی رو پشت سر گذاشتی.     ...
28 تير 1391